چهارشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۸

حكايت

حکايت
عربی را ديدم در حلقه جوهريان بصره که حکايت همی کرد که وقتی در بيابانی راه گم کرده بودم و از زاد معنی چيزی با من نمانده بود و دل بر هلاک نهاده که همی ناگاه کيسه ای يافتم پر مرواريد. هرگز آن ذوق و شادی فراموش نکنم که پنداشتم گندم بريان است ، باز آن تلخی و نوميدی که معلوم کردم که مرواريد است .
در بيابان خشك و ريگ روان

تشنه را در دهان ، چه در چه صدف

مرد بى توشه كاو فتاد از پاى
بر كمربند او چه زر، چه خزف

سر زلف تو

يا رب سببی ساز که يارم به سلامت
بازآيد و برهاندم از بند ملامت

خاک ره آن يار سفرکرده بياريد
تا چشم جهان بين کنمش جای اقامت

فرياد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

ای آن که به تقرير و بيان دم زنی از عشق
ما با تو نداريم سخن خير و سلامت

درويش مکن ناله ز شمشير احبا
کاين طايفه از کشته ستانند غرامت

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
بر می‌شکند گوشه محراب امامت

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بيداد لطيفان همه لطف است و کرامت

کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت

لنگ حمام - افتاب تابان - دبه آب


لنگ حمام از تابش افتاب بر روي داشبورد ماشين جلوگيري ميكند

ياد دوست و بيسكويت

ديروز با دوستي كه سالهاي سال بود نديده بودم در كافه اي قرار داشتم نسكافه اي و بيسكويت پتي بوري و ياد دوران گذشته چون ظهر ناهار زيادي خورده بودم ميلي به خوردن بيسكويت نداشتم منباب همراهي يكي را خوردم و ان دوست هم دو سه تايي را نوش جان كرد و باقي كه حدود ده دوازده بيسكويت بود ماند من گفتم اينها را بردار گفت نه گفتم پس اجازه بده من انها را به يادبود ديدار بردارم گفت نه تو اينقدر هم خسيس نباش . من ماندم هفته پيش با دخترم رفتيم پيتزا بخوريم دو لقمه ماند من ظرفي گرفته و اين دو لقمه را به خانه اوردم بارها در رستوران ديده ام كه مخصوصا خانمها درخواست اخذ ظرف ميكنند براي بردن مابقي غذايشان به خانه و بسيار رسم خوبيست و چه معنايي دارد كه بركت خدا را در ظرف اشغال بريزيم . انشائ ا... فرهنگ مصرفمان انقدر بالا رود كه براساس حساب بخوريم چه معنايي دارد بيشتر مواد غذايي را كه ميپزيم يا ميخوريم هدر دهيم قطعا بدن ما نياز به نيم كيلو سيب ندارد مواد غذايي شامل ويتامينها مواد معدني پروتئينها كربوهيدراتها و چربيهاست ميزان نياز ما به هر يك از اين مواد غذايي مشخص است زيادي ان دفع يا در بدن جمع ميشود شكممان بالا مي ايد چربي خونمان افزايش مي يابد و .....

سه‌شنبه، آذر ۱۰، ۱۳۸۸

عصاي مرد روستايي كجاست !


عاشق رند نظرباز

ما را ز خيال تو چه پروای شراب است
خم گو سر خود گير که خمخانه خراب است

گر خمر بهشت است بريزيد که بی دوست
هر شربت عذبم که دهی عين عذاب است

افسوس که شد دلبر و در ديده گريان
تحرير خيال خط او نقش بر آب است

بيدار شو ای ديده که ايمن نتوان بود
زين سيل دمادم که در اين منزل خواب است

معشوق عيان می‌گذرد بر تو وليکن
اغيار همی‌بيند از آن بسته نقاب است

گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است

سبز است در و دشت بيا تا نگذاريم
دست از سر آبی که جهان جمله سراب است

در کنج دماغم مطلب جای نصيحت
کاين گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز
بس طور عجب لازم ايام شباب است

كوردي پزيشكي


زبان كوردي از نظر اصطلاحات علمي زباني كامل ميباشد براي نمونه چندين اصطلاح كه در رشته پزشكي هست مثال زده ميشود علاقمندان بهتر است به سايتهاي مربوطه مراجعه فرمايند


زراو : Gallbladder به‌ردی زراو : Gallstone كانگرێن، تیراوی، خۆره، مردنی شانه‌ی له‌ش به هۆی نه‌گه‌ێشتنی خوێن : Gangrene گه‌ده‌یی، هورگی، په‌یوه‌ندیدار به زگ : Gastric ‌هه‌ڵامه‌تی/ په‌سێوی گه‌ده، ئاوسانی گه‌ده : Gastric catarrh برینی گه‌ده، كولكی گه‌ده : Gastic ulcer ئاوسانی گه‌ده : Gastritis گازبانداژ : Gauze bandage دوكتۆری ژنان : Gynecologist جین : Gene زانستی جینه‌تیك، میراته‌زانی : Genetics نه‌خۆشیه‌كانی ژنانه : Genecology زایه‌نی، زاوزێ : Genital پزیشكیی پیران، پیزپزیشكی : Geriatrics میكرۆب : Germ سورینچكی ئاڵمانی : German measles, Rubella لێدانی ده‌رزی : Give a shot گلانده، ڕژێن, لوو (كۆئه‌ندامێكه كه له لاشه‌دا ماده ‌‌‌‌‌‌ ده‌ر ئه‌دات یان دوریان ده‌خاته‌وه) : Gland ئاوی سه‌وز، گلۆكۆما، سه‌وزئاو، ته‌میی چاو : Glaucoma گواتر، ئه‌ستوربوونی لیكه‌گلانده (تیرویید) : Goiter, Goitre سووزه‌نه‌ك : ( Gonorrhoea, (Gonorrhea US كۆڵنجی گه‌ده : Gripes كڕكڕاگه‌ی گوێ : Gristle of the ear بنی ران، نێوان ران و زگ --- ماسولكه‌ی ران : Groin گه‌روو، قورگئاوك، نا‌‌ق، بین : Gullet پووك : Gums