پنجشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۸

رنگ


تعصب هاي بيمورد
از كودكي بچه هايمان را در قيد رنگها قرار ندهيم به انها ياد بدهيم سياه و سفيد – عرب و عجم – پير و جوان – زشت و زيبا – همه و همه ي بندگان خداوند باريتعالي باهم برابرند اصلا مگر خداوند بزرگ و بلند مرتبه موجود بد هم خلق كرده است مسلما خير و نخير – اصلا و ابدا – اين ذهن ناقص ماست كه اين تقسيمات را بوجود اورده است همه ي مخلوقات خداوند باريتعالي با هم برابرند و عزيزند و به قول ضرب المثل مشهور حمالها هم عزيزان مادرانند . چه سرمايه هاي گرانقدر و بيمانندي را ما در جامعه از دست ميدهيم به خاطر خودخواهي – خود پرستي منفعت طلبي و خودبيني به جرم سياه بودن – از مانبودن از ........ متاسفم

چهارشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۸

مركز اسلامي هامبورگ مسجد


مسجد اسلامي هامبورگ
سال 1370 براي نظارت بر گوشتهاي خريداري شده از كشور المان مدت 44 روز در شهرهامبورگ بودم يكي از نقاط بسيار ديدني اين شهر مسجد هامبورگ است كه در يكي از مناطق بسيار خوب شهر واقع شده بر خلاف مسجد تركيه اي ها كه در محل بسيار نامناسبي واقع است . در اين مسجد شبهاي جمعه نماز جماعت با شكوه برگزار ميگردد محل گرفتن وضو بسيار جالب است و پيشبينيهاي لازم جهت شستن پا در ضمن وضو شده است كه لازم نيست پاها را يكمتر به هوا برد بسيار مسجد باشكوهيست ادائ نماز به جماعت در اين مسجد حال و هواي خاصي دارد يادش بخيرباد

شنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۸

بزغاله


حكايت

بازرگانى را هزار دينار خسارت افتاد . پسر را گفت : نبايد که اين سخن با کسی درميان نهی . گفت : ای پدر ، فرمان توراست ، نگويم ولی مرا بر فايده اين مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چيست ؟ گفت : تا مصيبت دو نشود يکی نقصان مايه و ديگر شماتت همسايه.
مگوى انده خويش با دشمنان
كه لا حول گويند شادى كنان

چاكران پير مغان

چل سال بيش رفت که من لاف می‌زنم
کز چاکران پير مغان کمترين منم

هرگز به يمن عاطفت پير می فروش
ساغر تهی نشد ز می صاف روشنم

از جاه عشق و دولت رندان پاکباز
پيوسته صدر مصطبه‌ها بود مسکنم

در شان من به دردکشی ظن بد مبر
کلوده گشت جامه ولی پاکدامنم

شهباز دست پادشهم اين چه حالت است
کز ياد برده‌اند هوای نشيمنم

حيف است بلبلی چو من اکنون در اين قفس
با اين لسان عذب که خامش چو سوسنم

آب و هوای فارس عجب سفله پرور است
کو همرهی که خيمه از اين خاک برکنم

حافظ به زير خرقه قدح تا به کی کشی
در بزم خواجه پرده ز کارت برافکنم

تورانشه خجسته که در من يزيد فضل
شد منت مواهب او طوق گردنم

بيماري سل تعريف

سل گاوی بیماری عفونی ناشی از میکوباکتریوم بویس MYCOBACTERIUM TUBERCULOSIS BOVIS است و معمولا با تشکیل توبرکول شناخته می گردد این بیماری ممکن است هریک از بافتهای بدن را مبتلا کند ولی بیشترین جراحات در غدد لنفاوی – ریتین – روده ها – کبد – طحال – پرده جنب و پرده صفاق مشاهده می گردد.در 470 قبل از میلاد بقراط پزشک یونانی اولین کسی بوده که شرح کاملی از افراد مبتلا به سل ارائه داده است .
عامل بیماری سل گاوی میکوباکتریوم بویس یک باسیل کند رشد اسیدفست است .
گاو میزبان واقعی این باکتری بوده و بیماری در گربه – اسب – سگ – میمون – گوزن و انسان نیز گزارش گردیده است .
عفونت میکوباکتریوم بویس انتشار وسیع جهانی داشته و در اکثر کشورها مشاهده شده است میزان بروز سل ریوی ناشی از باسیل گاوی در کارگران دامپروری بالاتر از ساکنین شهری است .

امتحان

وارد سالن بزرگ برگزاري امتحان بيماري ........ شدم تعداد زيادي صندلي كه از بيرون اورده بودند در داخل و خارج سالن و راهروها چيده شده بود فاصله صندليها از هم به قدري بود كه از روبرو و پشت سر ورقه نفر كناري يا جلوي و پشتي را نميشد ديد و گفتارش راهم نميشد شنيد مثل اينكه قبلا اين فاصله را دقيقا براورد كرده بودند روي يكي از صندليها نشستم كه دفعتا اقاي بسيار محترم و باوقاري كه از كارمندان بازنشسته سابق بود امدند و خيلي مودبانه تذكر دادند كه صندليها داراي شماره اي است كه اين شماره در روي كارت ورود به جلسه امتحان براي هر كارمند درج شده است و مرا راهنمايي كردند كه كارت ورود به جلسه امتحان را از كارمند بازنشسته ديگري در دم در سالن بگيرم هنگام گرفتن كارت از اين همكار سابق پرسيدم راستي شما كجا اينجا كجا در گوشي گفت تشخيص داده اند كه فقط كارمندان بازنشسته و با تجربه و پا به سن گذاشته ميتوانند از كارمندان شاغل امتحان بگيرند و تازه اينكار باعث ميشود كه ما بازنشستگان احساس فراموش شدن نكنيم به تشخيص داده شده افرين گفته كارت امتحاني را گرفته و از روي شماره ان شماره صندلي خود را كه يك صندلي دسته دار بود پيداكرده و روي ان نشستم كم كم سالن پر از جمعيت شد همه با نظم و ترتيب خاصي وارد شده و هر يك در سرجاي خود نشسته بودند هر چيزي سر جاي خودش بود كه هر چيز به جاي خويش نيكوست وقتي همه صندليها پر شد مسنترين كارمند بازنشسته وارد سالن شد و پشت تريبوني كه در جلو سالن بود قرار گرفت و ضمن خوش امد گويي به حاضران و تشكر از مقامات شاغل هدف از برگزاري اين ازمون را اعلام و بيانات ديگري نيز ابراز نمودند حدفاصل هر دوريف از صندليها يك نفر مراقب كه انهم از پرسنل بازنشسته بود ايستاده بود . سپس اوراق سوالات و پاسخنامه ها توزيع و بعد از سپري شدن يكساعت در حاليكه اكثر حاضرين از پاسخگويي فارغ شده بودند سوالات و پاسخها كه حاصل مطالعه و معلومات امتحان دهندگان بود جمع اوري و ورقه نظر سنجي توزيع و در اثناي ان مقام مافوق شاغل در پشت تريبون بياناتي را ابراز نمودند بعد از ان جزوه درسي از تك تك كاركنان اخذ تا در ساير استانها مجددا از ان استفاده شود و ميزان مصرف كاغذ به حداقل برسد جزوه بالغ بر سي صفحه مطلب بود كه بصورت پشت و رو چاپ شده بود جوري گويا برنامه ريزي كرده بودند كه از تكثير بيمورد جزوات براي صرفه جويي در مصرف جوهر و كاغذ و پرينتر و..... خودداري شود جلسه امتحان بقدري مرتب ومنظم بود كه در پايان بيانات ايشان سه نفر به نمايندگي از بقيه كاركنان سخناني در قدر داني ابراز داشته و اعلام هم نمودند افرادي كه از اين ازمون نمره قبولي بالاي 14 اخذ نكنند ميبايست در امتحان مجدد كه حدود يكماه ديگر بركزار ميشود شركت نمايندسپس به رسم يادبود يك عدد ساعت مچي با ارم اداره ... به هر يك از بازنشسته هاي همكار در برگزاري جلسه امتحاني داده شد . در اين هنگام با كيك و چايي پذيرايي بعمل امد وقتي تكه اي از كيك را در دهانم گذاشتم چون عجله داشتم قدري هم از چايي داغ نوشيدم كه دهانم داشت ميسوخت كه تلفن زنگ زد گوشي را به گوش نزديك كردم خانمي از آن ور خط گفت حالا وقت ..... شماست برخاستم !
اين مطلب در ساعت 12 شب 5 شنبه كتابت شد